دانشگاه انقلاب - محافل دانشگاهی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف نسبت میان «سنتهای اصیل الهی» و «بحرانهای دنیای مدرن» هستند. در این گفتوگوی تفصیلی، دکتر ایوب زارع خفری با تمرکز بر رویکرد تمدنساز سیره نبوی، ابعاد توجه نخبگان و دانشگاههای غربی به شخصیت فرادینی پیامبر اکرم (ص) را واکاوی میکند. او با تبیین ارکان تمدن نوین اسلامی، به تشریح جایگاه محوری دانشگاهها در تبدیل الگوهای اعتقادی و مدیریتی به مدلهای کارآمد، علمی و جهانی میپردازد.دکتر ایوب زارع خفری، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار «دانشگاه انقلاب»، با تأکید بر جایگاه جهانی و ابدی پیامبر اسلام (ص) به عنوان الگوی کامل انسانیت، تصریح کرد: «بازتاب سیره رسول اکرم (ص) تنها محدود به جهان اسلام نیست، بلکه اندیشمندان و نخبگان غربی نیز “اقتدا به حضرت محمد (ص)” را نسخهای نجاتبخش برای چالشهای بشریت امروز میدانند.»
دکتر زارع خفری در گفتوگو با «دانشگاه انقلاب» اظهار داشت: «پیامبر اسلام (ص) در طول پانزده قرن گذشته، نه تنها برای مسلمانان، بلکه به عنوان الگوی بیبدیل انسانیت برای تمامی جهانیان شناخته شدهاند و این جایگاه رفیع، بازتاب گستردهای در آثار نخبگان و اندیشمندان غیرمسلمان داشته است.»
وی در ادامه با اشاره به پژوهشهای صورتگرفته در دانشگاههای غرب گفت: «به عنوان نمونه، دکتر “کارل ارنست” از اعضای هیئت علمی دانشگاه کارولینای شمالی در شهر “چپل هیل”، در کتابی با عنوان “اقتدا به محمد (ص)” که توسط دکتر قاسم کاکایی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز ترجمه شده است به واکاوی این شخصیت جهانی پرداخته است. این اثر بهخوبی نشان میدهد که نخبگان آمریکایی نیز سیره نبوی را راهکاری برای بهبود مناسبات انسانی و تجلی فطرت بشری میدانند. بد نیست بدانید دانشگاه کارولینای شمالی “چپل هیل” یک دانشگاه تحقیقاتی دولتی است که در چپل هیل در ایالت کارولینای شمالی آمریکا واقع شده که در سال ۱۷۸۹ میلادی تأسیس شده است. این دانشگاه، نخستین دانشگاه دولتی در تاریخ ایالات متحده آمریکا است و هماکنون بیش از ۳۰ هزار دانشجو دارد.»
این استاد دانشگاه با بیان اینکه حضرت محمد (ص) نماد رحمت، عدالت و انسانیت است، تصریح کرد: «امروز ضرورت دارد تا پیرامون این شخصیت بینالمللی و ابدی، گفتوگوهای علمی عمیقی صورت گیرد. در شرایطی که دانشگاههای سراسر کشور بر محور وحدت و رحمت حول شخصیت پیامبر اعظم (ص) گرد هم آمدهاند، پیوند این رویکرد با محافل علمی بینالمللی اهمیت مضاعفی مییابد.»
دکتر زارع خفری خاطرنشان کرد: «اگرچه رویکردهای گوناگونی از جمله برخی رویکردهای خصمانه نسبت به شخصیت پیامبر اسلام (ص) در جهان وجود دارد، اما ضرورت دارد با اتخاذ رویکردهای پژوهشی جدید و علمی، ابعاد مختلف این شخصیت والا را برای جامعه جهانی تبیین کرد تا پاسخی درخور به چالشهای فکری معاصر ارائه شود.»
ضرورت تبیین تمدن نوین اسلامی در دانشگاهها و پیوند سیره نبوی با الگوی رهبری
دکتر ایوب زارع خفری در ادامه این گفتگو، با اشاره به چالشهای موجود در فضای بینالمللی و توهینهای صورتگرفته علیه مقام پیامبر اسلام (ص)، بر کارکرد علمی و نخبگانی اینگونه نشستها تأکید کرد و افزود: «برگزاری چنین جلسات پژوهشی در دانشگاهها، فراتر از یک بحث تخصصی، دارای اثرات اجتماعی گستردهای است که میتواند در لایههای مختلف جامعه بازتاب یابد.» وی با ذکر نمونههایی از نخبگان جهان همچون «مارتین لینگز» که تحت تأثیر شخصیت پیامبر (ص) به اسلام گروید و نام خود را «محمد مارتین لینگز» گذاشت، خاطرنشان کرد: «مطالعه آثار این ستارگان اندیشه در شرق و غرب، میتواند مسیر معرفی سیره عملی پیامبر را برای جهانیان هموارتر سازد.»
وی افزود: «از زمان ظهور ادیان ابراهیمی، آمدن پیامبری که خاتم این سلسله باشد، وعده داده شده بود. مارتین لینگز، بهعنوان یک اروپایی که با انتخاب خود به دین اسلام گرویده بود، در کتاب “محمد (ص) بر پایه کهنترین منابع”، به تاریخچه زندگی آخرین پیامبر در سلسله ادیان ابراهیمی، یعنی محمد (ص)، پیامبر اسلام میپردازد و روایتهای موثق از زندگی او را در قالبی داستانگونه ارائه میکند. مارتین لینگز از معدود خاورپژوهانی است که از مسیحیت به اسلام گرویده است. کتاب “محمد (ص) بر پایه کهنترین منابع” اثر مارتین لینگز با ترجمه سعید تهرانینسب از سوی انتشارات حکمت به بازار نشر آمده است و با توجه به اینکه این کتاب نخستین بار در سال ۱۹۸۳ میلادی منتشر شده است به دلیل استقبال مخاطبان، تاکنون شش بار تجدید چاپ شده است.»
استاد زارع خفری با ورود به مبحث رهبری و پیوند آن با سیره نبوی، اظهار داشت: «پیامبر اکرم (ص) الگوی نخستین بودند؛ شخصیت رهبر شهید انقلاب (آیتالله سید علی حسینی خامنهای) و نائب برحقش (آقا سید مجتبی حسینی خامنهای)، رهبر معظم انقلاب نیز بر پایه همان الگوی نبوی و در راستای تحقق رحمت و علم استوار است.» وی افزود: «در حالی که پیامبر (ص) در مواجهه با دشمنان، صلابت و پایداری داشتند، مدیریت و کنشگری در عرصههای کلان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز همواره با رعایت اصول اخلاق و رحمت همراه بوده است.»
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با تأکید بر ضرورت بازخوانی نظریه «تمدن نوین اسلامی» در محیطهای دانشگاهی، چهار رکن اصلی این تمدن را عبارت از «توحید، عبودیت، خانواده مستحکم (در ذیل سبک زندگی اسلامی) و عدالت» برشمرد. وی تصریح کرد: «دانشگاهیان باید با تمرکز بر سازوکارهای این تمدن، ابعاد اندیشهای و جهانی این طرح را تبیین کنند.»
دکتر زارع خفری در ادامه، با ارجاع به آموزههای رهبر شهید انقلاب، بر اهمیت «وحدت و انسجام ملی» در مقابله با چالشهای پیشرو تأکید کرد و گفت: «همانگونه که رهبر معظم انقلاب آقا سید مجتبی حسینی خامنهای همواره بر اصل وحدت و چشمپوشی از اختلافات صغیر برای حفظ حاکمیت و پیشرفت در جنگ تحمیلی سوم تأکید داشتهاند، دانشگاهها نیز باید این پارادایم فکری را تقویت کنند؛ چرا که در شرایط کنونی و هجوم دشمن آمریکاییصهیونیستی، کشور بدون وحدت، حاکمیت و قدرت، توانایی پیشرفت را از دست داده و در مسیر انحطاط قرار خواهد گرفت.»
فراتر از مرزهای دین؛ چرا نخبگان غرب به سیره نبوی نیاز دارند؟
دکتر زارع خفری با بیان اینکه جایگاه پیامبر اسلام (ص) در تاریخ بشریت، فراتر از یک پیامآور دینی، به عنوان نقطهای تلاقی میان حقیقت الهی و کمال انسانی شناخته میشود، گفت: «شخصیت پیامبر اکرم (ص) با ویژگیهایی چون رحمت، عدالت و انسجام اخلاقی، نه تنها در قلب مسلمانان، بلکه در اندیشه نخبگان و اندیشمندان غربی نیز جایگاه ویژهای یافته است.»
وی ادامه داد: «امروزه که جهان با بحرانهای عمیق اخلاقی، نابرابریهای اجتماعی و فروپاشی الگوهای انسانی مواجه است، بازخوانی سیره نبوی به عنوان یک “نسخه نجاتبخش” برای بشریت امروز مطرح میشود. بررسی آثار اندیشمندانی همچون “کارل ارنست” یا “مارتین لینگز” نشان میدهد که نخبگان غربی نیز در مواجهه با چالشهای معاصر، به دنبال الگوهایی هستند که بتوانند میان “قدرت” و “رحمت”، و میان “عدالت” و “تکنولوژی” پیوند برقرار کنند. در واقع، اقتدا به محمد (ص) از منظر این اندیشمندان، راهکاری برای بازگشت به فطرت انسانی و ساماندهی دوباره به مناسبات اجتماعی در دنیای مدرن است.»
بازتاب سیره نبوی در میان نخبگان غرب؛ از مطالعات دانشگاهی تا جستوجوی الگوی انسانیت
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: «با گذشت بیش از پانزده قرن، سیره پیامبر اسلام (ص) همچنان به عنوان الگویی ابدی برای انسانیت بازتاب مییابد. برخلاف تصور عمومی که این سیره را تنها محدود به جهان اسلام میپندارند، شواهد علمی و پژوهشی نشان میدهد که اندیشمندان و نخبگان غربی نیز به طور گسترده در حال واکاوی ابعاد مختلف شخصیت پیامبر اعظم (ص) هستند.»
وی افزود: «نخبگان دانشگاههای معتبر جهان، با نگاهی فرادینی، در آثار خود به تبیین ویژگیهایی همچون عدالتخواهی و رحمتمداری پیامبر پرداختهاند. این رویکرد نشان میدهد که نخبگان غربی، الگوهای رفتاری و مدیریتی برآمده از سیره نبوی را راهکاری عملی برای حل بحرانهای انسانی و اجتماعی میدانند. در واقع، توجه به “اقتدا به محمد (ص)” از دیدگاه اندیشمندان غیرمسلمان، گواهی بر جهانی بودن این منبع الهی و کارکرد بیپایان آن در هدایت فطرت بشری است.»
محمد (ص)؛ الگوی جهانی که جهان به آن نیازمند است
وی در پاسخ به این سؤال که آیا پیامبر گرامی اسلام (ص) تنها برای مسلمانان است؟ گفت: «پاسخ نخبگان جهان خیر است! امروزه در میان اندیشمندان و اساتید دانشگاههای بزرگ غرب، سیره پیامبر اکرم (ص) نه فقط یک روایت مذهبی، بلکه یک “نسخه نجاتبخش” برای چالشهای امروز بشریت شناخته میشود. از عدالتخواهی تا رحمتمداری، الگوهایی که محمد (ص) بنیان نهاد، اکنون از سوی نخبگان غربی به عنوان راهکاری برای بازگشت به انسانیت و ساماندهی به دنیای آشفته امروز مورد توجه قرار گرفته است. سیره نبوی، پیوند میان زمین و آسمان و پلی است میان تمام انسانها، فارغ از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی.»
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به این سؤال که تمدن نوین اسلامی چیست؟ افزود: «تمدن نوین اسلامی، صرفاً بازگشت به گذشته نیست، بلکه تلاش برای ساختن یک نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که “اصالتهای اسلامی” (مانند توحید، عدالت و خانواده) را با “الزامات دنیای مدرن” (مانند علم، تکنولوژی و مدیریت نوین) پیوند بزند. چرا در دانشگاهها؟ دانشگاه، کانون تولید “پارادایم” (الگوهای فکری) است. اگر تمدن نوین اسلامی فقط در مساجد یا حوزهها تعریف شود، دچار “تئوریپردازی صرف” میشود؛ اما وقتی در دانشگاهها تبیین شود، تبدیل به “علم” میشود. دانشگاه میتواند سازوکارهای عملیاتی این تمدن را (از اقتصاد تا حقوق) طراحی کند و به آن “اعتبار علمی” ببخشد تا در برابر تمدن مادی غربی، بتواند استدلال کند. دانشگاه میتواند نخبگانی تربیت کند که به جای تقلید از غرب، به دنبال “خلق مدلهای بومی و جهانی” باشند.»
پیوند سیره نبوی با الگوی رهبری
وی خاطرنشان کرد: «سیره پیامبر (ص) فقط مجموعهای از داستانها نیست، بلکه شامل “مدلهای حکمرانی” است؛ مدلهایی که در آن قدرت با “رحمت” و “عدالت” گره خورده است. منظور از الگوی رهبری، الگوهایی است که در نظام سیاسی ایران (به ویژه در دوران جمهوری اسلامی) بر اساس آموزههای دینی شکل گرفته است. این پیوند بیانگر این است که “رهبری” نباید یک مدیریت صرفاً سیاسی یا اداری باشد، بلکه باید دارای “ابعاد معنوی و اخلاقی” باشد؛ یعنی رهبر، مانند پیامبر، میان “صلابت در برابر دشمن” و “رحمت در میان مردم” تعادل برقرار کند. این پیوند، به رهبری “هویت” و به مدیریت سیاسی “معنا” میبخشد.»
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه اگر سیره نبوی (الگو) و الگوی رهبری (اجرا) با هم پیوند بخورند، آنگاه تمدن نوین اسلامی (هدف نهایی) شکل میگیرد، گفت: «در واقع هدف ما ساخت یک تمدن جدید و اسلامی است که الگو و منبع ما سیره پیامبر (ص) است و ابزار اجرایی ما الگوی رهبری (که بر اساس همان سیره است) میباشد و مکان اصلیِ مهندسی این فرآیند، دانشگاه است. خلاصه کلام، برای اینکه از حالت “گفتههای مذهبی” به مرحله “ساختن یک نظام جهانی” برسیم، باید از دانش دانشگاهی استفاده کنیم تا بتوانیم الگوی حکمرانی نبوی را در قالب یک “تمدن مدرن و کارآمد” بازسازی کنیم. این یعنی تبدیل “اعتقاد” به “دانش” و تبدیل “دانش” به “تمدن”.» وقتی نخبگان غرب از سیره پیامبر (ص) سخن میگویند، یعنی با چیزی فراتر از یک دین روبهرو هستند. امروز، دانشمندان و پژوهشگران در پی کشف پیوندی میان «نور ۱۵ قرن نبوی» و «معادلات علمی نوین» هستند؛ سفری از قلب سیره به سوی ساختن تمدنی که عدالت و علم را در هم میآمیزد.
مفهوم «تجلی ۱۵ قرن نور نبوی در آیینه علم و پژوهش» یک تعبیر استعاری و در عین حال راهبردی است که پیوند میان *«سنت اصیل دینی» و «تولید دانش معاصر» را توصیف میکند.تجلی نور، یعنی ارزشهای متعالی نبوی (عدالت، اخلاق، کرامت انسانی، عقلانیت).در آیینه علم و پژوهش، یعنی این ارزشها نباید فقط در کتابهای تاریخ بمانند؛ بلکه باید توسط متخصصان دانشگاهی به «نظریههای قابل اجرا» تبدیل شوند. برای مثال، چگونه عدالت نبوی میتواند در نظام اقتصادی امروز یا در روابط بینالملل تبدیل به یک مدل موفق شود؟
در پاسخ به چالشهای مدرنیته با «اصالت نبوی»، جهان امروز دچار بحرانهای جدی از جمله «بحران معنا»، «تنهایی انسان مدرن» و «شکافهای طبقاتی» است.وقتی میگوییم سیره نبوی در آیینه پژوهش قرار میگیرد، به این معناست که نخبگان علمی تلاش میکنند تا راهکارهای پیامبر اکرم (ص) را برای بحرانهای جهان معاصر بازخوانی کنند.این کار باعث میشود که اسلام نه به عنوان یک باور قدیمی، بلکه به عنوان یک «راهکار زنده و علمی» برای مدیریت جوامع مدرن عرضه شود.در راستای جهانیسازیِ الگوی نبوی (مرجعیت علمی)
وقتی اندیشمندان غیرمسلمان (مانند مارتین لینگز یا کارل ارنست) درباره شخصیت پیامبر (ص) مینویسند، این یعنی آن «نور نبوی» از مرز جغرافیا و زبان عبور کرده و در مراکز علمی جهان به عنوان یک «موضوع پژوهشی جهانی» پذیرفته شده است.«تجلی در آیینه علم» یعنی اینکه ما بتوانیم شخصیتی را که ۱۵ قرن پیش ظهور کرده است، به زبانی علمی و منطقی برای دنیای امروز ترجمه کنیم؛ بهطوری که حتی کسی که در دانشگاهی در اروپا یا آمریکا تحصیل کرده، بتواند «عقلانیت» و «رحمت» را در سیره او درک کند.تجلی ۱۵ قرن نور نبوی در آیینه علم و پژوهش، فرآیندی است که طی آن، آموزههای متعالی پیامبر اسلام (ص) از انحصارِ روایاتِ صرف خارج شده و در قالب پارادایمهای علمی، الگوهای مدیریتی و نظریههای نوینِ تمدنساز بازخوانی میشوند. این رویکرد، گامی است برای اثبات این حقیقت که سیره نبوی، نه یک میراث کهن، بلکه یک نرمافزارِ زنده و جهانی* برای مدیریت چالشهای پیچیدهی قرن بیست و یکم است.این مفهوم به ما میگوید که پیامبر (ص) «خورشیدی» است که ۱۵ قرن پیش طلوع کرده، اما «علم و پژوهش» مانند آیینهای است که نور این خورشید را با زوایا و دقتِ لازم به محیطهای مختلف (دانشگاه، اقتصاد، سیاست و خانواده) منعکس میکند تا مسیر زندگی انسان امروز روشن شود.
خبرنگار: فاطمه عباسآباد